اطلاعات تماس

دفتر نشر حسینه حضرت اوالفضل (ع) دامغان انتشارات کودکان (جوانه)

آدرس: استان سمنان،دامغان،خیابان شهید بهشتی ، حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)

تلفن تماس:35244243-023

 

جوانه

حکایت دویدن تا دویدن!

حکایت دویدن تا دویدن

حکایت دویدن تا دویدن! – جوانی بی نوا و لاغر اندام را به جرمی واهی نزد حاکم بردند.

حاکم دستور داد صد شلاق به او بزنند.

فرّاش ها ، جوانک را خواباندند . پس از آنکه چند شلاق به او زدند جوانک طاقت نیاورد و از فرصت استفاده کرد و پا به فرار گذاشت.

حاکم گفت: «او را بگیرید و نزد ما بیاورید.»

جوان از ترس جان می دوید و چون سبک و پابرهنه بود ، آن چنان پیش افتاد که فرّاشها به گَرد پایش هم نرسیدند.

به ناچار دست از پا درازتر بازگشتند. حاکم که آنها را دست خالی دید گفت: « بی عرضه ها! … چطور شما هفت، هشت ، ده نفر نتوانستید او را بگیرید؟»

یکی از فرّاشها گفت: « قربانت گردم! آخر او برای خودش می دوید و ما برای شما!… هدف ما با هدف او یکی نبود…

چیزی که عوض دارد ، گِلهِ ندارد!

شخصی به منزل دوستی رفت. صاحب خانه ، کاسه ای شیر نزدِ او نهاد و گفت:

« میل فرمایید که ماست و پنیر و روغن و کره و سرشیر و خامه و کشک و دوغ و … از شیر است.»

میهمان خورد و دم بر نیاورد و به خانه اش باز گشت.

چندی گذشت و آن دوست را به خانه ی خویش دعوت نمود.

روز موعود، یک شاخه درخت مو (درخت انگور) نزد وی نهاد و گفت:

«میل فرمایید که شیره و حلوا و کشمش و … از همین به عمل می آید!…

حکایت چیست؟

حکایت ، نوعی داستان کوتاه است که در آن درس یا نکته‌ای اخلاقی نهفته است. این درس یا نکته بیشتر در پایان حکایت برای خواننده آشکار می‌شود.

گاهی شخصیت‌های حکایت حیوانات یا اشیای بی‌جانند. زمانی که حیوانات شخصیت حکایتند، مانند انسان‌ها سخن می‌گویند و احساسات انسانی از خود نشان می‌دهند.
حکایت‌ها معمولاً طوری نوشته می‌شوند که خواننده به سادگی آن‌ها را درک می کند.
برخی حکایت‌ها از نسلی به نسل دیگر بازگو می‌شود.

حکایت دویدن تا دویدن / بازنویسی از جوانه تیرماه 1380

به اشتراک بگذارید

نظری بدهید

کالایی در سبد خرید شما موجود نیست