اطلاعات تماس

دفتر نشر حسینه حضرت اوالفضل (ع) دامغان انتشارات کودکان (جوانه)

آدرس: استان سمنان،دامغان،خیابان شهید بهشتی ، حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)

تلفن تماس:35244243-023

 

جوانه

دسته: حکایتهای شیرین

حکایت زنگوله
حکایت زنگوله

حکایت زنگوله – روزی یکی از حاکمان ستمگر گذارش به آسیابی سنگی افتاد.

در آنجا الاغی را دید که سنگ آسیاب را می چرخاند.

زنگوله ای هم به گردن الاغ آویزان بود.

حاکم رو کرد به آسیابان و گفت: «چرا به گردن الاغت زنگوله بسته ای؟»

آسیابان گفت: «چون ممکن است بعضی وقتها چرت بزنم، این زنگوله را به گردنش بسته ام تا هر گاه صدای آن را نشنیدم ، بفهمم که الاغ از حرکت ایستاده است. آن وقت او را بزنم تا راه بیفتد.»

حاکم گفت: «خب، ممکن است الاغ بایستد و فقط سرش را تکان بدهد تا زنگوله را به صدا درآورد.»

آنگاه حاکم شروع کرد به تکان دادن سر خودش و گفت: «این طوری!»

آسیابان لبخندی زد و گفت: «آیا شما تا به حال الاغی را دیده اید که عقلش به اندازه ی عقل حاکم باشد؟»

حکایت زنگوله / جوانه آذر و دی 1381 / صفحه 6

انواع آسیاب هایی که در قدیم از آنها استفاده می شد:

آسیاب بادی: نوعی آسیاب است که برای آرد کردن دانه ها در مقدار زیاد مورد استفاده قرار میگیرد و نیروی چرخاننده دندانه های آن باد است و در مناطق صحرایی مورد استفاده قرار میگیرد….

آسیاب آبی: نوعی آسیاب که در سر راه رودخانه های دایمی قرار میگرفته تا با استفاده از نیروی حرکت آب سنگ آسیاب حرکت کند و آرد را در مقدار زیاد تولید کند….

آسیاب دستی: نوعی آسیاب کوچک که در خانه و برای تولید آرد در مقدار کم مورد استفاده قرار میگرفته. این نوع آسیاب به دلیل وزن کمتر سنگ آسیاب آن، آردی با کیفیت کمتر تولید میکرده

آسیاب سنگی: نوعی آسیاب که در آن از انرژی حرکت حیوانات مانند الاغ، گاو، اسب و… برای حرکت دادن سنگ آسیاب استفاده میکردند. این نوع آسیاب در همه مناطق معمول بوده.

به اشتراک بگذارید
حکایت دویدن تا دویدن!
حکایت دویدن تا دویدن!

حکایت دویدن تا دویدن! – جوانی بی نوا و لاغر اندام را به جرمی واهی نزد حاکم بردند.

حاکم دستور داد صد شلاق به او بزنند.

فرّاش ها ، جوانک را خواباندند . پس از آنکه چند شلاق به او زدند جوانک طاقت نیاورد و از فرصت استفاده کرد و پا به فرار گذاشت.

حاکم گفت: «او را بگیرید و نزد ما بیاورید.»

جوان از ترس جان می دوید و چون سبک و پابرهنه بود ، آن چنان پیش افتاد که فرّاشها به گَرد پایش هم نرسیدند.

به ناچار دست از پا درازتر بازگشتند. حاکم که آنها را دست خالی دید گفت: « بی عرضه ها! … چطور شما هفت، هشت ، ده نفر نتوانستید او را بگیرید؟»

یکی از فرّاشها گفت: « قربانت گردم! آخر او برای خودش می دوید و ما برای شما!… هدف ما با هدف او یکی نبود…

چیزی که عوض دارد ، گِلهِ ندارد!

شخصی به منزل دوستی رفت. صاحب خانه ، کاسه ای شیر نزدِ او نهاد و گفت:

« میل فرمایید که ماست و پنیر و روغن و کره و سرشیر و خامه و کشک و دوغ و … از شیر است.»

میهمان خورد و دم بر نیاورد و به خانه اش باز گشت.

چندی گذشت و آن دوست را به خانه ی خویش دعوت نمود.

روز موعود، یک شاخه درخت مو (درخت انگور) نزد وی نهاد و گفت:

«میل فرمایید که شیره و حلوا و کشمش و … از همین به عمل می آید!…

حکایت چیست؟

حکایت ، نوعی داستان کوتاه است که در آن درس یا نکته‌ای اخلاقی نهفته است. این درس یا نکته بیشتر در پایان حکایت برای خواننده آشکار می‌شود.

گاهی شخصیت‌های حکایت حیوانات یا اشیای بی‌جانند. زمانی که حیوانات شخصیت حکایتند، مانند انسان‌ها سخن می‌گویند و احساسات انسانی از خود نشان می‌دهند.
حکایت‌ها معمولاً طوری نوشته می‌شوند که خواننده به سادگی آن‌ها را درک می کند.
برخی حکایت‌ها از نسلی به نسل دیگر بازگو می‌شود.

حکایت دویدن تا دویدن / بازنویسی از جوانه تیرماه 1380

به اشتراک بگذارید
زِرِه ی گمشده
زِرِه ی گمشده

حکایت : آن زمان که حضرت علی (ع) در کوفه خلیفه مسلمین بود، روزی زره ایشان گم شد.

چند روزی گذشت و یاران امام(ع) در بازار ، آن زره را نزدِ يك مرد مسيحی یافتند.

حضرت علی(ع) آن مرد مسیحی را به نزدِ قاضی برد، و عرض كرد كه: «اين زره از آنِ من است، نه آن را فروخته‏ ام و نه به كسی بخشيده‏ ام. و اكنون آن را در نزد اين مرد يافته ‏ام.»

قاضی به‏ مرد مسيحی گفت:«خليفه ادعای خود را اظهار كرد، تو چه می‏گويی ؟»

او گفت: «اين زره مال من است. شاید خلیفه اشتباه كرده باشد.»

قاضی رو كرد به امام(ع) و گفت: «آیا شما شاهدی بر ادعای خود دارید؟»

امام(ع) خنديد و فرمود: «قاضی راست می‏گويد، اكنون می‏بايست كه من شاهد بياورم، ولی من شاهد ندارم.»

قاضی روی اين اصل كه مدعی شاهد ندارد، به نفع مسيحی حكم كرد، و او هم‏ زره را برداشت و رفت.

مرد مسيحی كه بهتراز هرکسی می‏دانست زره مال چه کسی است، هنوز چند قدمی نرفته بود که بازگشت وگفت:

«اين نوع حكومت و چنین رفتاری از نوع حكومت انبياست.» و اقرار كرد كه زره به علی(ع) تعلق دارد.

حکایت است که مرد مسیحی بعد از آن روز به اسلام روی آورد و مسلمانان دیدند که او از یاران وفادار امام(ع) است و در بسیاری از جنگها در زير پرچم امام علی‏(ع) به یاری ایشان می شتابد.

به اشتراک بگذارید
کالایی در سبد خرید شما موجود نیست