اطلاعات تماس

دفتر نشر حسینه حضرت اوالفضل (ع) دامغان انتشارات کودکان (جوانه)

آدرس: استان سمنان،دامغان،خیابان شهید بهشتی ، حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)

تلفن تماس:35244243-023

 

دسته: دسته‌بندی نشده

حسن آباد
به اشتراک بگذارید
لانه حشرات
لانه حشرات

بازی آنلاین لانه حشرات

توی این بازی شما باید به حشرات کمک کنید چیز هایی که نیاز دارن رو توی لونه شون ببرند و چیز هایی که نمیخوان رو از لونه شون دور کنند.

شما میتونید بیشترین امتیازی که گرفتین رو از صفحه بازی آنلاین برای ما بفرستید تا ما به شما جایزه بدیم.

جوانه دوست خوب همه ی بچه ها

بازی های دیگر

به اشتراک بگذارید
ماجراجویی های ویگی
ماجراجویی های ویگی

بازی آنلاین ماجراجویی های ویگی

توی این بازی شما باید ویگی رو توی ماجراجویی هاش همراهی کنید و کمک کنید تا اون از موانع رد بشه.

شما میتونید بیشترین امتیازی که گرفتین رو از صفحه بازی آنلاین برای ما بفرستید تا ما به شما جایزه بدیم.

جوانه دوست خوب همه ی بچه ها

بازی های دیگر

 

به اشتراک بگذارید
دوچرخه سوار
دوچرخه سوار

بازی آنلاین دوچرخه سوار


 در این بازی شما باید به دوچرخه سوار ماهر کمک کنید تا از رقیب هاش جلو بزنه و برنده بشه.

شما میتونید بیشترین امتیازی که گرفتین رو از صفحه بازی آنلاین برای ما بفرستید تا ما به شما جایزه بدیم.

جوانه دوست خوب همه ی بچه ها

بازی های دیگر

 

به اشتراک بگذارید
انگری بردز

بازی آنلاین انگری بردز

 

در این بازی شما باید با استفاده از پرنده ها قلعه ی خوک های بدجنس رو خراب کنید و تخم پرنده ها رو از دست اونا نجات بدید.

شما میتونید بیشترین امتیازی که گرفتین رو از صفحه بازی آنلاین برای ما بفرستید تا ما به شما جایزه بدیم.

جوانه دوست خوب همه ی بچه ها

بازی های دیگر

به اشتراک بگذارید
فضیلت قناعت

فضیلت قناعت

دو امیر زاده در مصر بودند یکی علم آموخت و دیگر مال اندوخت. این یکی عالِم زمانه گشت و آن دگری حاکم مصرشد. آنکه مال و منالی داشت به چشم حقارت در عالِم نظر کرد و گفت: «من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در فقرمانده ای!» گفت: « ای برادر شکر نعمت خداوندگار به جای می آورم که میراث پیغمبران یافتم و بر علمم افزود. اما تو را ملک و سلطنتی داد که میراث فرعون است رسیده.

من آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا خود شکر این نعمت گزارم

که زور مردم آزاری ندارم


* هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیدم. مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم . یکی را دیدم که پای نداشت. شکر نعمت حق تعالی به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

***

مرغ بریان به چشم مردم سیـر

کمتر از برگ تره بر خوان است

وان که را دستگاه و قوت نیست

شلغــم پخته مرغ بریان است

به اشتراک بگذارید
زندگینامه دفتر نشر فرهنگ اسلامی

نام:  دفتر نشر فرهنگ اسلامی

سال تاسیس: 1358

موسس و بنیان گذار: حسین معلم

محل:  حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) دامغان

هدف: نشر فرهنگ و معارف اسلامی

          اعتلای فرهنگ و اندیشه جامعه

حوزه فعالیت: دفتر نشر از سن پیش از دبستان تا حد ضرورت و حضور دانش بشری بدون محدودیت زبانی، جنسی و موضوعی ، را با حفظ حدود و شئون اسلامی به عنوان شأن برتر، زیر پوشش دارد.

1 – اوضاع زمانی :

سال 1358 اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری و زعامت حضرت آیت ا… خمینی(ره) ، به عنوان امام ، قائد و زعیم مذهبی و مردمی ایران است.

این امر به طور طبیعی رنگ انقلاب و محتوای آن و مقصد پیش روی آنرا با صبقه مذهبی و رنگ دینی ترسیم می کند. و به طور طبیعی جغرافیای انقلاب ، زعیم آن ، و شعارهای پررنگی که در جریان انقلاب شکل می گیرد و ابراز می شود، ویژگی خاص آنرا از نظر فکری و مذهبی یعنی گرایش شیعی مشخص می نماید.

ولکن انقلاب برای خود محدوده ای تنگ تعریف نمی کند. اولاً با خود و در خود شعار وحدت مسلمانان را دارد و از آغاز هشیارانه چنان عمل می کند که مسیرهای ایجاد انحراف را ببندد و به شدت از آفت ایجاد تفرقه و اختلاف جلوگیری کند. چرا که می داند بزودی مواجهه با «کاسه های داغتر از آش» در سطح منطقه ای و بین المللی پیدا خواهد کرد. پس باید و به ضرورت دفع خطر مقدر نماید. و اتکاء خود را بر اصل وحدت بر مبنای سه اصل اساسی توحید، نبوت، معاد و کتاب واحد قرآن قرار دهد و از هر نوع حرکتی که قابل سوء استفاده باشد پرهیز نماید و این عملاً کاری است بس دشوار.

چرا که دشمن برای رسیدن به مقاصد خود می تواند از کمترین بی توجهی یا عدم توجه کافی، و حتی فراموشی و سخنی که بتوان  آنرا چنانکه دانی و دانم، مورد تفسیر قرار داد، سوء استفاده کند.

2 – ماموریت و مقصد انقلاب

آنچه از تمامی شعارها، اعلانیه ها و گفتارها بر می آید و در جریان انقلاب نیز بروزی آشکارا دارد، تغییر ساختار کلی جامعه است. بر اساس رهنمودها و اندیشه ها آئین اسلام به همین خاطر رهبر و زعیم انقلاب، در مقابل عناوینی مثل جمهوری دمکراتیک ، یا صرف جمهوری بدون هیچ قیدی در آغاز و انجام اعلام می دارد: من می گویم«جمهوری اسلامی» نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

خود این حرکت نشانی است گویا از تمنا و خواست یک تغییر ساختار همه جانبه، که بتواند همه چیز را از بنیاد فرو بریزد و دوباره آنچه را ضروری است از پایه و مبنا بر اساس اندیشه جدید بسازد. دستور اینکه «همه آثار طاغوت » را از میان ببرید دلیل دیگری بر این خواست است.

و اگر نه چنین بود باید چون گذشته و چون همه تغییراتی که در سرزمین های مختلف در طول اعصار و زمانها اتفاق افتاده است ، عمل می شد.

تاریخ سرزمین ما پر است از انقراض و تاسیس . هر حکومتی با هر حد اقتدار، زمانی محدود داشته است و چون زمان آن به هر دلیل به پایان آمده ، دیگری برخاسته و علیه حکومت پیشین قیام نموده است و جالب است این قیام کننده علیه حکومت پیشین کسی جز سرداری ، فرماندهی، صاحب قدرتی از همان حکومت نیست. و چون توفیق آنرا یافته است که بساط حاکمیت آنها را برچیند خود بر جای آنها با همان نام و نشان تکیه زده و خطبه بنام خود خوانده و سکه بنام خود زده است.

انقلاب نیز اگر چنین بود، باید بر این مذهب می رفت. یعنی برچیدن بساط حکومت قبلی و جایگزین ساختن خود به جای آنها و با همان نام و شیوه ادامه راه دادن یا نهایت مثل خیلی از کشورها در این روزگار از حکومت سلطنتی، به جمهوری تغییر شکل دادن و لاغیر.

ولکن مقصد و خواست مبین شده اینجا غیر از این است. یعنی در تغییر آدمها خلاصه نمی شود. کسانی به دلیل ضعف نمی روند تا قدرتمندان تازه نفس جای آنها را بگیرند. بلکه همه چیز باید تغییر پیدا کند و اولین و بارزترین تغییر دامنة خواسته است .

اینک مرز شکسته می شود و انقلاب دامن خود را تا اقصا نقاط عالم می گستراند و ماموریتی را برای خود تعریف می کند که در محدوده ها نمی گنجد. و این همان چیزی است که عنوان صدور انقلاب را پیدا می کند. بنابراین مقصد انقلاب تغییر تمامی ارزشها، از ارزشهای بشری به ارزشهای الهی است و شکستن هر سنت و روشی که محدوده ای تنگ را فراهم آورد.

این مقال متعهد نقد و بررسی آنچه گفته شد نیست. تنها برای آنکه دلیل وجودی کاری را بیان دارد به ذکر حادثه پرداخته است.

آنچه باید انجام گیرد

ضرورت وجود ساختارهائی است که بتواند در تغییر ارزش ها موثر افتد و امکان رسیدن به مقصد موعود را فراهم آورد.

آنچه امروز خواسته شده است، بندگی خدا است. باید خلق از بندگی مردمان بیرون روند و به بندگی خدا درآیند. این خواسته تمنائی عظیم است ، یک تغییر لفظ و یا جابجائی دو کلمه نیست.

بندگی: یعنی فرمانبرداری و فرمانبرداری وابسته چند چیز است.

اول طمع:

چون تو چیزی را از کسی یا کسانی متوقع باشی و سخت نیازمند آن، چاره ای نخواهی داشت، جز آنکه فرمانبردار شوی و آنچه را که دارنده می گوید، نادار بجای آورد. یعنی تو اراده خواست و هر آنچه را که از این دست باشد وانهی، و هیچ معترض نشوی.

دوم ترس:

چون هراس و ترس و بیم تو را فرا گیرد و قدرت معارضه در خود نبینی یا اصلاً اهلمبارزه نباشی و به عبارتی دیگر چندان زبون و خوار باشی که فرض هر ایستادگی در تو از میان برود ، حلقه بندگی را بر دوش خواهی گرفت. و در دایره فرمانبرداران خواهی شد.

نکته: چه طمع و چه ترس آنگاه زشت و ناروا خواهد بود که در مناسبات بشری صورت وجود پیدا کند. یعنی من در مقابل مثل خودم به این درد مبتلا گردم.

ولکن این هر دو اگر در مقابل خدای احد و واحد باشد، نه تنها منافاتی با عزتمندی من نخواهد داشت که عین عزت است.

سوم شایستگی:

این یکی خارج از مناسبات بشری است . چرا که باید آنکس که من او را شایسته فرمانبرداری می یابم بیرون از هر خواسته و تمنای ناروا باشد . یعنی هیچ مناسبتی از مناسبات بشری در میان نباشد. تنها خدای علی اعلا است که  شایسته این مرتبت است که به ذاته بی نیاز از من است و هیچ نیازی در او نیست.

بندگی بندگان نشان نهایت ذلت، خواری ، بی ارزشی است

و بندگی خداوند نشان عزت و ارجمندی.

اما در هر دو مورد اساس بندگی نیازمندی است. پس چگونه خواهد بود که یکی عزّت باشد و آن دیگری ذلت.

بندگی بندگان دست طمع دراز کردن پیش آنان است . گفت:

                دست طمع که پیش کسان می کنی دراز             پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

چاره چیست؟ من نیازمندم. آنچه را که می خواهم تو داری. راهی جز این نیست که از تو بطلبم و این طلب عین ذلت . چرا که تو بدون خواسته ای حاجت مرا برآورده نخواهی کرد. چنین است که انعقاد قرارداد میان دو طرفی که از حیث قدرت با هم برابر نیستند هرگز بر مبنای عدالت نیست.

بندگی خدا ظاهر این است که در بندگی خدا منفعتی متصور نیست. چرا؟

اگر من از زید و امر می طلبم دارند، می بینم و از آنها می گیرم. اما خدا رابطه اش با زید و امر متفاوت است!!

پس چه باید بکنم.

نکته اصلی:آنچه اصل و لب تغییر ارزشهاست در همین نکته است .

گفته اند: از تو حرکت ، از خدا برکت؟

شرط بندگی خدا عزتمندی است و شرط عزتمندی دست درازنکردن پیش کسان .

چه باید کرد؟

باید حرکت کرد، باید جنبید! باید اندیشید ، باید به خدا تکیه کرد و از خود مایه گذاشت.

باید از تمامی سرمایه هائی که خداوند در اختیار تو قرار داده است به کمال بهره برداری کنی و هیچ درنگی را جایز نشمری و کار امروز را به فردا نیفکنی.

چشمت، گوشت ، هوش و خردت را تماماً به کار گیری و با توکل به خدا از جای برخیزی . بدون آنکه از زمین خوردن واهمه داشته باشی.

با قدم استوار و یقین مستحکم و ایمان راسخ . باور کنی که توانائی و می توانی. روی پای خودت بایستی.

برای این که چنین فضائی ایجاد شود، علاوه بر روحیه آزادگی و استقلال خواهی باید امکاناتی هم بوجود آید.

و اما در اندیشه بوجود آوردن بخشی از این امکانات قدم در راه ایجاد و تاسیس دفتر نشر فرهنگ اسلامی در دامغان نهادیم تا خدمتی هر چند خورد به این خواست بزرگ داشته باشیم.

دفتر نشر

سال 1358

شکل گیری دفتر نشر:

اولین سال پیروزی انقلاب. و شاید شکوهمندترین آن ، به جهت حوادثی که در کل ایران اتفاق افتاده است.

نظام حکومتی ایران که مهر ختمی است بر هزاره ای حکومت شاهنشاهی در این سال ایجاد و وضع می شود. ارکان آن شکل می گیرد و شکل نهائی آن به سرعت پیدا می شود و این در میان انقلابها نادره است. چرا که هر انقلابی سالها طول می کشد تا شکل ثابت حکومتی پیدا کند. دولت ، مجلس ، تشکیلات قضائی ، سه رکن اصلی حکومت، شکل می گیردو با کلیت نظام که جمهوری اسلامی است با رای مردم وجود پیدا می کند و برای آینده مسیری که باید طی شود مشخص می شود.

نیروهای نظامی و انتظامی نیز با درایت رهبری نظام انسجام خود را می یابد. مردم نیز در این سال در شور و شوق دیگری هستند.

امام(ره) آنچه را که باید تبیین می نماید. اگر چه به قم رفته است ولکن به تهران برمی گردد تا مستقیماً از مرکز سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور، هدایت کار را به عهده گیرد . فارغ از اعتقادات دینی و مقام مرجعیت مذهبی، از حیث شخصی درایت و کفایت و بصیرت تام ایشان نسبت به مسائل ، چه داخلی و چه خارجی منحصر به فرد است.

هیچ یک از کسانی که مدعی انقلابی گری در این روزگار بوده اند حد ایشانرا نداشته اند و نمی توانستند سکاندار این کشتی باشند. و اگر چنین می شد به سالی نمی کشید که بساط انقلاب و نظام برچیده شده بود.

وقتی انقلاب دامان خود را گسترد، این فکر طبیعی بود، باید روی پای خود ایستاد. احمقانه است ، شما حتی به صورت فردی دعوی استقلال کنید، و دست نیازتان پیش دیگران دراز باشد.

اگر ندارید باید به دست بیاورید. بدون فوت وقت و زمان هر آن چیزی را که می تواند تامین کننده استقلال شما باشد.

خوب به نظر می آمد قبل از نان شب ما نیاز به آگاهی داریم. شناخت از جهان اطرافمان، و به دست آوردن مدارج علمی که ما را در رسیدن به اهداف بلند هدایت کند.

ملت های مسلمان قرنها بود که تحت سیطره حکومت های قدرتمند حتی به صورت مستعمره زندگی می کردند. رهبران آنها قدرتی از خود نداشتند و تنها می توانستند به مردم سرزمینی که بر آن حاکمیت پیدا کرده بودند، زور بگویند و رنه تابعی از متغیر قدرتهای بزرگ بودند. آنهم خفت بار.

حالا سرزمینی ریسمانش را از زیر بار قدرتها بیرون کشیده ، دعوی استقلال کرده، دستش نیز تهی است. پس خطر از هر سو او را به مرگ می خواند.

اینست که نمی توان درنگ کرد . هر کس هر کجا هست به هر اندازه که توانائی دارد باید کوشش کند و کاری انجام دهد. ما هم به حکم وظیفه باید چنین می کردیم.

لازم بود تا گوشه ای از وضعیت اجتماعی – سیاسی و … دامغان را در این سال برای بهتر معلوم شدن امور متذکر می شدیم، اما موجب طولانی شدن کلام می شود. بماند برای وقت دیگری.

حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)

دامغان شهری است شیعی ، حد اقل از قرن هفتم هجری به این طرف رنگ شیعی به خود گرفته است. آثاری که در آن است همه اسلامی است و از قبل از اسلام در این شهر اثری بر جا نیست.

به حکم شیعه گری بزرگترین شاخصه آن تعزیه داری خامس آل عبا حضرت حسین بن علی(ع) است . این برافراشته ترین پرچمی است که بر فراز قلل رفیع شیعیان برای همه تاریخ در اهتزاز است و هیچگاه فرود آورده نمی شود و در میان نامهای بلند عاشورائی از پس نام حضرت حسین بن علی (ع) یک نام بیش از همه درخشش دارد و آن نام مبارک برادر رشید و شجاع حضرت ، جناب ابوالفضل العباس(ع) است.

شگفت انگیز است . در کربلا فرزندان برومند امام حسین(ع) هستند و در مقابل دشمن سینه سپر کرده اند. بزرگترین ، شجاعترین ، محبوبترین و شبیه ترین خاندان به نیای بزرگ خود ، یعنی رسول خدا-درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد-. اما ابوالفضل(ع) انگار از همه آنها که هستند، رشیدتر، بلند قامت تر، استوارتر است . حتی در طی قرون بعد از عاشورا برای مردم علاقمند، ارادتمند و معتقد به خاندان عصمت و طهارت و جالبتر برای انها که با نام ابوالفضل(ع) آشنا شده اند، اما دین دیگری دارند و مسلمان هم نیستند.

این است که هر جا پرچمی بنام ابوالفضل(ع) در اهتزاز درآید مردم به گرد آن جمع می شوند.

اینجا نیز در شهر از مجموع شش تکیه که محل تجمع مردم در عاشورا و برپائی سوگیاد حضرت اباعبدا…(ع) که نه قیام او، انقلاب او و حرکت اعتراض آمیز الهی اوست ، یک تکیه به نام حضرت ابوالفضل(ع) است و از آنجا که ابوالفضل(ع) باب الحسین است و آنکه بخواهد به حسین برسد باید از ابوالفضل (ع) کسب اجازت کند، رسمی ترین مراسم محرم(عاشورا) یعنی اعلام بسیج عمومی از اینجا شروع می شود.

خوب بدیهی است با تمام آنچه گفته شد، این تکیه از سایر تکیه ها بیشتر مورد توجه باشد، و رفت و آمد زیادتری داشته باشد و برو بیای دیگری در آن به چشم بخورد.

سال 58 با پیروزی انقلاب رئیس هیئت امنای تکیه آقای حاج نصر ا… شهابی بود(ره) . این مرد در میان مردم صاحب وجاهت بود و از جمله خیّرانی که پیوسته در اندیشه کاری برای خدا بودند. صاحب حرمت و در عین حال از انقلابیون و دوستان و خویشاوندان «بنیانگذار دفتر نشر». یعنی حقیر سراپا تقصیر -حسین معلم-  که خداوند نظر لطف و عنایتش را از او باز نستاند.

به سراغ من آمد و پیشنهاد ایجاد کتابخانه ای را در تکیه ابوالفضل(ع) مطرح کرد تا من انجام آنرا عهده دار شوم. من شرطی کردم و خواستم جلسه هیئت امنا تشکیل شود تا مسئله را با آنها در میان بگذارم و در صورت رسیدن به نتیجه مطلوب کار را به انجام رسانم.

جلسه هیئت امناء

جلسه مذکور با حضور اعضاء هیئت امنا تشکیل گردید . اعضاء این جلسه عبارت بودند از:

  1. جناب حجه الاسلام حاج سید محمود ترابی
  2. جناب حجه الاسلام حاج سید مسیح شاهچراغی(ره)
  3. جناب آقای حاج نصرا… شهابی(ره)
  4. جناب آقای حاج محمد ابراهیم قیامی(ره)
  5. جناب آقای حاج علی اصغر مرشدی(ره)

از این جمع امروز یک تن بیشتر برجای نیست و باقی به رحمت ایزدی رفته اند.

در جلسه مذکور، اعلام داشتم : «عمر من ارزشمندتر از آن است که صرف کاری کنم که پیش از من بمیرد . من در اندیشه آنم که مرکز فرهنگی بزرگی را ایجاد نمایم که قادر باشد از سن قبل از دبستان تا الی غیر النهایه خدمت بدهد و هر کس را که مشتاق دانستن باشد استقبال نماید.»

مفصل ماجرا مورد قبول واقع شد و قرار بر این رفت که هیئت امنا از هیچ کمکی دریغ نورزند و به عنوان مکان بخش فوقانی (طبقه دوم تکیه که عبارت از چند اطاق و نماهای بدون در و پنجره بود به این کار اختصاص داده شد.

آغاز فعالیت دفتر نشر:

بلافاصله کار شروع گردید و در انجام امور ، آقایان: حسن رشیدی و تقی بنائیان در انجام امر کمر همت بستند و از سوی دیگر ، خواهران من : زنده یاد طاهره معلم، سرکار خانم حمیده معلم قدم همت در راه گذاشتند و در کنار این جمع کسان دیگری نیز به قدم صدق پیش آمدند.

دفتر نشر با ارکان زیر پا گرفت:

  1. کتابخانه بزرگ قمر بنی هاشم(ع) – دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  2. انتشارات – دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  3. واحد فیلم و نمایش – دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  4. واحد صوتی – نوارخانه –  دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  5. دفتر تحقیقات که بعداً بنام شهید شاهچراغی نامیده شد – دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  6. واحد ورزش که بعداً به باشگاه فرهنگی ورزشی دفتر نشر تغییر نام داد
  7. واحد کودکان و نوجوانان که خود مشتمل بر کتابخانه ، سالن آمفی تئاتر و … می باشد
  8. لابراتوار عکاسی – دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  9. بخش اداری و سرپرستی و مدیریت

افتتاح کتابخانه

اولین بخش دفتر یعنی کتابخانه بزرگ آن در سال 58 با ده هزار جلد کتاب افتتاح گردید.

لازم به ذکر است که پیش از این حسینیه(تکیه) حضرت ابوالفضل(ع) هیچ کتابخانه ای –کوچک یا بزرگ-وجود ندارد و قبل از آن هیچ تدارکی برای چنین کاری نشده بوده است.

پیشنهاد مرحوم شهابی نیز به دلیل سبقه فرهنگی ایشان بوده است و الا طرح چنین مسئله ای آنهم در تکیه اصولاً امری غیر عادی و خارج از عرف کار بوده است. تا جائی که در هیچ کجای ایران چنین تشکیلاتی وجود ندارد و وجود تشکیلات دفتر نشر در تکیه ابوالفضل(ع) دامغان حتی برای سازمان اوقاف نیز غریبه است.

مشخصات کتابخانه دفتر نشر

در دنیا بنای کتابخانه ها بر چند است:

اول کتابخانه هائی که برای عام مردم به معنی خاص آن تدارک می شود و حدود کتب موجود در آن معلوم است.

دوم کتابخانه هائی که جنبه تخصصی دارند و اغلب در محیط های خاص به وجود می آیند ، مثل دانشگاهها .

سوم کتابخانه هائی که بوسیله اشخاص ایجاد می گردد و بعداً وقف عام شده یا واگذار به نهادهای کتابخانه ای شده است.

چهارم کتابخانه های ملی که خود آینه تغییر و تحول و پیشرفت یا پسرفت فرهنگی یک جامعه در طول زمان هستند.

پنجم کتابخانه های بزرگی که شمولیت آن بر کلیه کتابخانه هاست و می کوشد فارغ از قید موضوع و زبان ، از همه جای زمین کتبی را که بیشتر نگاشته شده یا اکنون به رشته تحریر درآمده یا در آینده نوشته خواهد شد ، جمع آوری نماید. این کتابخانه ها از ارزش خاصی برخوردار است.

کتابخانه بزرگ دفتر نشر، از آغاز سعی شده است بر این پایه استوار شود . یعنی کتابخانه های بزرگ دنیا- تا قادر به پاسخگویی هر شخصی و جوینده ای که اندیشه را دنبال کند یا موضوعی را مورد تحقیق قرار دهد باشد. طبیعی است برای ایجاد چنین کتابخانه ای، وسواسی خاص و دقتی مخصوص لازم بود.

تهیه کتب انتخاب کتابها ، موضوعات، نویسندگان و هر ضرورت دیگری که اینجا واجب می نمود باید رعایت شود. گفتنی است که در سال 58 و شماری از سالهای بعد از آن بر اساس همین ضرورت در هر گوشه و کنار و شهر و روستائی کتابخانه ای بوجود آمد و تابلوئی زده شد . اما تنها نتیجه ای که از آن گرفته شد ، صرف مبالغ کلانی از سرمایه مملکت بود ولاغیر. چرا که امروز اثری از آنها باقی نیست .

برای رسیدن به مقصد برنامه ریزی تاسیس کتابخانه چه در حال و چه آینده بر این اساس مقرر شد ، که نخست امهات کتب یا کتابهای مادر که در هر رشته و موضوعی، مرجعیت دارد تهیه و انتخاب شود و به هیچ وجه هر کتابی را با هر عنوان و هر درجه از اهمیت خریداری نگردد. این امر کار را سخت و دشوار می کرد. ناچار از سرک کشیدن در کتابفروشی و زیر ورو ساختن قفسه های کتابهای آن و انتخاب و گزینش خاص کتاب می شدی، شاید کتابفروش با این امر موافقت نداشته باشد ، شاید اجازه این کار را ندهد.

برای انجام امر وسعت اطلاعات  ضرورت داشت ، شناخت همه نوشته های علمی، شناخت نویسندگان، دانستن آثار و تالیفات آنان و خیلی مسائل دیگر.

براین مذهب اولین کتابها خریداری گردید . برای نمونه، ازکتابفروشی تالار آینه در خیابان ناصر خسرو تهران ، پاساژ شمس العماره که البته کتابفروشی به همین نام بود و بعدها شعبه ای از آن سه راه جمهوری با نام تالار آینه افتتاح شد.

ذکر این نکته جالب است  که در آن زمان کتابفروشی ها و انتشاراتی های تهران، در اختیار کسانی بود که خود صاحب مدارج علمی بالا بودند و انگار کسی که می خواست به این شغل وارد شود باید چند نسل او در میان اهل کتاب معروف و مشهور و شناخته شده باشند. مثل خاندان علمی صاحب انتشارات علمی ، یا رمضان زاده(رمضانی) صاحب انتشارات کلاله خاور ، یا اسلامی و …. غیر آن.

صاحبان کتابفروشی شمس العماره که من امروز متاسفانه نامشان در خاطرم نیست دو شخصیت علمی ، کتاب شناس و صاحب نظر بودند.

یادم هست روزی که برای خرید کتاب به این کتابفروشی مراجعه کردم بحث آن دو با هم بر سر چگونگی معرفت و شناخت از استاد فقید سعید مرحوم جلال الدین همائی بود – مردی که در میان اهل خرد و علم، حکم ستاره ای درخشان در آسمان داشت.

اینان در شناخت مقام علمی مرحوم همائی می گفتند: «وقتی او فلان کتاب ابوریحان را تصحیح کرد ما دانستیم که کیست! و چه مرتبه علمی دارد».

اولین کتابهای کتابخانه را شخصاً از انبار این کتابفروشی در طبقه دوم پاساژ مذکور طی سه روز ، یکی یکی انتخاب کردم. وقتی کتابها را خریدم ، صاحب کتابفروشی کتابی را به عنوان هدیه به من داد و آن نسه عکسی تفسیر شریف سورآبادی بود. با همین شیوه از سایر انتشاراتی ها ی مشهور که آن زمان عموماً در منطقه مرکزی تهران یعنی بازار ، خیابان ناصر خسرو ، خیابان شاه آباد (جمهوری فعلی) قرار داشتند انتخاب گردید و به دامغان حمل شد.

اولین بازدید:

پس از افتتاح و شروع به کار کتابخانه دفتر در فضائی کوچک یعنی همان بخش که امروز قسمت اداری دفتر است و شروع به کار آن اولین بازدید از کتابخانه متعلق بود به جناب حجه الاسلام و المسلمین حاج آقای عبائی خراسانی از علمای حوزه علمیه قم ، همراه ایشان اقای حجج اسلام ، حاج آقا سید محمود ترابی، آقا سید مسیح شاهچراغی، حاج آقا نعیم آبادی و جناب حاج شیخ محمد ترابی نیز حضور داشتند.

آقای عبائی پس از بازدید از مخزن کتابخانه و کتبی که در آن بود ، مکرراً تاکید می کرد که به جز کتابخانه بزرگ تهران و کتابخانه آیت ا… مرعشی این کتابخانه نظیر ندارد.

می توان تصور نمود که نظر ایشان به کمیت کتابخانه نبوده است ، چرا که کتابخانه آیت ا… مرعشی (ره) با وجود شخصیت علمی و علاقمندی مرحوم آیت ا… مرعشی و سعی و اهتمام وافر ایشان به تاسیس کتابخانه، مقایسه با این کتابخانه نبوده است الا آنکه منظور مشارالیه کیفیت کتابخانه از حیث کتب و موضوعات آن خصوصاً مرجعیت کتابها بوده است.

نتیجه اولین بازدید:

ضروری است وضعیت سیاسی و اجتماعی شهردر این زمان بررسی و مطالعه شود و لکن چون در این گفتار قصد تطویل موضوعات را ندارد فقط اشاره ای می شود.

متاسفانه انتخابات مجلس شورای اسلامی در هر دور خود عوارض منفی را ایجاد نموده است که هنوز هم تداوم دارد. یک نظام اسلامی ، نظامی یکپارچه است و متحد و نه متفرق . مسئولیت در این نظام امانتی الهی که سخت پی گیری دارد، اما…

مسابقه برای بردن و فضا سازی برای رای آوردن همه ارکان دین و ایمان را بر هم می ریزد و عوارض آن که افتراق و دشمنی است همچنان می ماند.

دامغان هم به دور از این معرکه نیست و از نتایج نابهنجار آن آسیبی است که متوجه تشکیلات فرهنگی دفتر نشر می شود و هر چندگاهی باید همة همّ خود را بگذاری تا آثار سوء آنرا از میان ببری و از سوئی صندوق تکیه که به دلیل توجه مردم پول دارد و خواهان بسیار.

مدتی از بازدید آقای عبائی نگذشته هیئت امنای تکیه ، کمکی را که قرار بود به دفتر کند و با هزار سلام و صلوات مرحوم حاج آقای شهابی می آمد و هزار سند می گرفت تا صنّار بدهد، قطع نمود و خلاف عهدی خود عمل کرد.

و خلاصه مطلب آنکه وقتی پی گیر مسئله شدیم گفتند: «شما لوکس کاری می کنید.» مفصل این قصه را جای دیگری آورده ام و جالب است وقتی من تلفنی با حاج آقا سید محمود ترابی صحبت کردم که : «آقا بگویید بیایند کار ما را ادامه بدهند ، ما جای دیگری این کار را خواهیم کرد» گفتند: «منظور آنها این نیست، قصد صندوق تکیه این است» که همان وقت در پاسخ حضرت شان گفتم: « ما را با صندوق تکیه کاری نیست.»

دومین بازدید:

دومین بازدید اگر از خاطرم نبرده باشم ، از آنِ حضرت آیت ا… سبحانی بود. و وقتی که کتابخانه گسترش پیدا کرد و از محیط تنگ قبلی بیرون رفته و حال هم دارای محل مطالعه بزرگتر است و هم گنجینه کتاب دارد.

لازم به ذکر است که موسس سفری را در طول این مدت  مدید نداشته که بخشی از آن و گاه تمامی آن متعلق به تشکیلات دفتر نباشد و صرف خریدن کتاب و سایر امور مربوط به دفتر نشده باشد و هم باید متذکر شود که آقای بنائیان در گسترش ساختمان تکیه نقشی اساسی داشته و در سالهای بعد حضور نامبرده در هیئت امنا موجب گردید تا امکان این گسترش فراهم آید . «کتابخانه» دفتر عملاً صاحب فضائی وسیع شود و نیز وجود آقای حسن رشیدی در مقام مدیریت کل ارشاد سمنان نیز خود، موجب فراهم شدن امکانات فعالیت های دیگری برای دفتر بوده است و هم در این ایام همکاری همکاران دیگر ما، قابل تقدیر و تحسین است.

دومین بازدید بعد از سالی چند موجب آن شد که دوباره روابط دفتر و هیئت امنا نزدیک شود.

جای بسی تاسف است که تشکیلات بزرگ فرهنگی که در حسینیه ابوالفضل (ع) و به نام حضرت ابوالفضل(ع) ایجاد گردیده و وظیفه خدمت رسانی فکری و فرهنگی را در حد وسیع بدون چشم داشت عهده دار شده ات، در طی عمر چهل ساله خود پیوسته مورد خصومت قرار گیرد و به جای همکاری و معاضدت در گسترش هر چه بیشتر آن سعی در تخریب و ویرانی اش به هر نحو شود.

حضرت آیت ا… سبحانی پس از بازدید از کتابخانه و ملاحظه منابع و مصادر آن فرمودند: « اگر در قم به من می گفتند در دامغان چنین کتابخانه ای هست من باور نمی کردم!»

اسفا که هنوز هم در این ویرانه نمی خواهند وجود این تشکیلات را باور کنند .

سومین بازدید:

سومین بازدید از کتابخانه از آن ِ فقید سعید فرزند آیت ا… آقا شیخ کاظم مهدوی دامغانی یعنی جناب آیت ا… آقا شیخ محمد رضا مهدوی دامغانی بود. در معرفی شخصیت علمی ایشان همینقدر بس که والد ماجدشان بسیار بسیار از مقام علمی وی تجلیل نمود. البته نیازی به تذکر ندارد که این خاندان همه از این حیث آدمهای فوق العاده ای هستند، فقید سعید حاج شیخ کاظم مهدوی دامغانی که خود از مراجع تقلید شیعه بود، حضرت دکتر احمد مهدوی دامغانی، دکتر محمود مهدوی دامغانی، خانم دکتر فریده مهدوی دامغانی هر یک ستاره ای درخشان بر تارک علمی این کشورند . البته می گویم کشور ، چرا که در شهر ما و در مسقط الراس آنها اگر بگویم که هیچ علمی و اطلاعی از آنها ندارند، بی راه نگفته ام. بد نیست اینجا ابیاتی را از فقید سعید محمد بن حسین (شیخ الاسلام) که خود از علمای دامغان است نقل کنم تا حد این بی مهری بهتر مشخص شود. امیدوار است نسل جوان اخلاق پیشینیان خود را نداشته باشند.

                محمد بــــن حسین دامغانی است ولیکن                      نمانــــــــده در دلش از دامغان وفا ز کسانی

                کنند دعــــــــوی علم و عمـل ولیک ندارند                      به غیر بخـل و حسد از عمل به دهــر نشانی

                بر این قیاس نظر کن به حال پیر وجوانش                      چه کوفه است ، شود کوفه آن بلد به زمانی

برای من بازدید مرحوم مهدوی بسیار جالب بود. احساس می کردم وقتی از مقابل قفسه های کتاب می گذرد، انگار دارد از مقابل مولفین و نویسندگان آنها عبور می کند و از اعماق تاریخ تا کنون. انگار با همه آنها همنشین بوده است، بازدیدی به این دل انگیزی هرگز ندیدم و نشنیدم. بسیاری در طول این مدت از مقامات دولتی و یا حتی مدعیان علمی از مخزن کتب این کتابخانه بازدید کردند. راستش را بخواهید از همقدمی با آنها شرمنده می شدم . چرا که هیچ نسبتی میان آنها و کتابها نمی دیدی بلکه احساس می کردی با نوشته و نویسنده بیگانه اند و اگر چیزی برایشان اهمیت داشته باشد نهایتاً تعداد کتابهائی است که در قفسه ها محبوس شده اند.

چهارمین بازدید:

هنگام وزارت جناب آقای خاتمی در وزارت ارشاد ، ایشان به همراه جمعی از همکارانشان از کتابخانه بازدید داشتند . این میان تماشای معاون ایشان اگر اشتباه نکنم«چون زمان بسیاری گذشته است» برای من جالب بود.

حضرتشان وقتی مخزن کتاب را مورد بازدید قرار دادند، فرمایش جالبی داشتند. نقل بی کم و کاست آن این است:

«این کتابخانه یک جوری است!!»

پرسیدم : چه جور است؟

مکرر داشتند: «یک جوری!!»

و چون مصرّ شدم ، گفتند: « انگار کتابهای اینجا دست چین شده است!!»

به طنز در پاسخشان گفتم: آری ! دست چین شده، چون ما پول نداشتیم که به قول معروف چکی خریداری کنیم، ناچار دست به انتخاب زده ایم.

پنجمین بازدید:

لازم به تذکر است ، اینها بازدیدهایی است که به جهتی دارای اهمیتی خاص بوده است ورنه در طول این چهل سال بسیار آمده اند و رفته اند .

پنجمین بازدید متعلق به آقای محمود حکیمی از نویسندگان پرکار و صاحب آوازه ایران به همراه بعضی از دوستانشان بود.

این بازدید آنچنان شوقی در آقای حکیمی برانگیخت که بی اختیار و با تمام وجود به تحسین کار پرداخت و بارها مکرر نمود که من از این پس هر کجا بروم ، بخشی از سخنم را اختصاص به اینجا خواهم داد و به عنوان یک مبلّغ از دیگران خواهم خواست از این تشکیلات دیدن کنند .

شاید برای آقای حکیمی نیز باور کردنی بود که در گوشه ای از این مملکت کتابخانه عظیمی این چنین باشد.

مختصر کتابخانه

سیستم استفاده از کتابخانه غیر آزاد است. یعنی مراجعه کننده باید آنچه را که نیاز دارد بطلبد یا از کتابدار راهنمائی بخواهد و برایش بیاورند.

در آغاز کار این چنین نبود و لکن خسارت های تاسف باری که از جانب مراجعه کنندگان به کتابخانه و کتابها وارد شد ما را بر آن داشت که تغییر روش دهیم.

در حال حاضر کتابخانه صاحب دو گنجینه کتاب است و …

  • 1 – کتابهای فارسی
  • 2 – کتابهای غیر فارسی
  • 3 – ذخیره کتابها
  • 4 – کتابهای خطی
  • 5 –  اسناد
  • 6 – مجلات و روزنامه ها 

کتابخانه بزرگ قمر بنی هاشم (ع) دفتر نشر ، امروز یکی از بزرگترین گنجینه های علمی فرهنگی ایران است.

در سالهای نخستین با سیستم مطالعاتی خاصی اداره می شد و امروز برای آنکه با تمامی کتابخانه ها ، امکان ارتباط برقرار کردن آن باشد از سیستم دیوئی استفاده می نماید.

به اشتراک بگذارید
حباب های رنگی
حباب های رنگی

بازی آنلاین حباب های رنگی



در این بازی شما باید حباب های هم رنگ رو کنار هم قرار بدید تا حباب ها بترکن و امتیاز بگیرید.

شما میتونید بیشترین امتیازی که گرفتین رو از صفحه بازی آنلاین برای ما بفرستید تا ما به شما جایزه بدیم.

جوانه دوست خوب همه ی بچه ها

بازی های دیگر

به اشتراک بگذارید
جوجه دایناسور کوچولو

دوست خوبم! جوجه دایناسور کوچولو دنبال مادرش می گرده. می شه در این ماز مادر واقعی این جوجه رو بهش نشون بدی؟

 

خوب است بدانید: «ماز» یعنی پیچ و خم. از این رو ، بازی ماز یعنی بازی ای که در آن پیچ و خمهای بسیار ایفای نقش می کنند و باعث شیرینی و هیجان بازی می شوند.

بازی جوجه دایناسور کوچولو هم یکی از همین «ماز»هاست که موجب دقت شما در دیدن و انتخاب کردن مسیر درست می شود.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
تولد جوجه تیغی مبارک

دوست قشنگم!

امروز تولد جوجه تیغی کوچولوست. دوستانش همه دورش جمع شدن و جشن قشنگی راه انداختن.

اما چندتا از دوستان جوجه تیغی ما هنوز نرسیدن. تو باهوش و دقتت می تونی اونها رو به این مهمونی باشکوه برسونی.

پس لطفا دست به کار شو!

 

به اشتراک بگذارید
کالایی در سبد خرید شما موجود نیست