اطلاعات تماس

دفتر نشر حسینه حضرت اوالفضل (ع) دامغان انتشارات کودکان (جوانه)

آدرس: استان سمنان،دامغان،خیابان شهید بهشتی ، حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)

تلفن تماس:35244243-023

 

جوانه

دسته: چهره های درخشان

زهرا کجاست؟
زهرا کجاست؟

درسهایی از زندگی امام خمینی (ره)

به اشتراک بگذارید
پدر و مادر
پدر و مادر

پدر و مادر حضرت قمر بنی هاشم (ع)

پدر و مادر: حضرت ابوالفضل(ع) جاودانه قهرمانی است که شاید با دیگر قهرمانان، قابل مقایسه نباشد و هیچ یک از شجاعان دوران گذشته و نام آوران زمان آینده نتوانند خود را با او برابر بشمارند.

پس برای بهتر شناختن ایشان ، ابتدا اگر با روحیه و روش پدر و مادر گرامی شان و با محیط تولد، دوستان و سایر افراد خانواده ایشان آشنایی پیدا کنیم

قضاوت و اظهارنظر ما در باره آن ستاره درخشان آسمان اهل بیت (ع) تکمیل تر می گردد.

پدر:

درباره پدر بزرگوار حضرت ابوالفضل(ع) تنها به این سخن پیامبرگرامی اسلام(ص) کفایت می کنیم که فرمودند:

«هیبت اسرافیل، رتبت میکائیل، جلالت و عظمت جبرئیل، سلامت آدم، خوف و خشیت نوح، حزن یعقوب، حسن و جمال یوسف، مناجات موسی، صبر ایّوب، زهد یحیی و پرهیزگاری عیسی، حسب و اخلاق محمد(ص) همه در امیر المومنین علی (ع) جمع است. خداوند نود صفت از صفات پیامبران را در علی (ع) قرار داده که در احدی از بندگانش وجود ندارد.»

زندگی حضرت ابوالفضل(ع) – قمربنی هاشم(ع) – قسمت اول

مادر:

و اما مادر بزرگوار ایشان حضرت علی(ع) می فرمایند:

«این درست است که زنان را صف آرایی و میدان داری نزیبد،اما زنان نیز در دنیای خویش می توانند جهاد کنند وجهاد زن ، تلاش و کوشش او در امور خانواده و قیام به آبادی خانه است.» 

بنابراین لازم است برای شناخت کاملتر حضرت ابوالفضل(ع) مادر محترمة ایشان را بهتر بشناسیم.

«امّ البنین(ع)»

«فاطمه» مشهور به «امّ البنین» دختر حزام بن خالد بن ربیعه بن الوحید بن کعب بن عام بن کلاّب از خاندان جعفر بن کلاّب، رئیس طایفة هوازن است. آنها در جنوب شهر مکه سکونت داشتند. مادر امّ البنین شمامه ، دختر سهل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاّب بود…

ادامه را در قسمت بعد بخوانید…

پدر و مادر

به اشتراک بگذارید
آسمانیها

زندگینامه شهدای دانش آموز دفاع مقدس در شهرستان دامغان

آسمانیها

آسمانیها به معرفی شهدای نوجوانی می پردازد که زادگاهشان شهرستان شهید پرور دامغان است.

یاد و خاطرشان تا صبح قیامت زنده و جاوید باد.

شهید ابراهیم الماسی

شهید ابراهیم الماسی

تصویر شهید ابراهیم الماسی

شهید ابراهیم الماسی فرزند اسدالله در 23 فروردین 1344 در شهرستان دامغان به دنیا آمد.

پدرش کارگر شرکت ذوب آهن بود و از این طریق امرار معاش می کرد.

او در نوجوانی بسیار فعال و جسور بود و دردوران انقلاب درحالی که نوجوانی چهارده ساله بود فعالیت های انقلابی داشت.

در تظاهرات شرکت می کرد و در پخش اعلامیه ها نیز فعالیت داشت.

ابراهیم یک بار درحال نوشتن شعار علیه رژیم پهلوی مورد ضرب و شتم توسط مامورین شهربانی قرار گرفت ولی از راهش دست برنداشت.

ابراهیم که در اوایل جنگ عراق علیه کشور عزیزمان دانش آموز اول دبیرستان بود ، لازم دانست درس و مدرسه را رها کند و راهی جبهه شود.

او چهار دوره به جبهه اعزام شد ودر مناطق مختلف برای دفاع از میهن عزیزمان جنگید.

و در تاریخ 1361/5/هشتم مرداد ماه 1361 در منطقه کوشک براثر اصابت ترکش به ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

پیکر پاک ابراهیم الماسی درگلزار شهدای دامغان به خاک سپرده شد

«راهش جاوید باد»


شهید حسین امانی وامرزانی

شهید حسین امانی

تصویر شهید حسین امانی

«حسین امانی وامرزانی» فرزند علی امانی که اصالتاً به خاک پاک روستای وامرزان از توابع شهرستان دامغان تعلق دارد.

او در نهم دی ماه 1350شمسی در شهرستان بهشهر متولد گردید.

نیمی از کودکی را در آن شهر و مابقی دوران درس و تحصیل خود را در شهر زادگاه خود – دامغان گذراند.

وقتی آوازه جنگ تحمیلی و شور دفاع و حفاظت از آرمانها برپا بود او دوم دبیرستان را پشت سر می گذاشت.

او در همان سال یعنی در 16 سالگی تصمیم جدی گرفت که موقتاً درس را رها کند و سنگر جبهه حق علیه باطل را در اولویت کار خود قرار دهد.

از این روی ، بسیجی وار به سوی جبهه گام برداشت و عاشقانه و دلیرانه به مبارزه با دشمن متجاوز پرداخت.

حسین در 5 مرداد 1367 درمنطقه اسلام‌آباد غرب و در عملیات مرصاد به درجه رفیع شهادت نائل گشت.

پیکر پاک این شهید گلگون کفن در کنار دیگر همرزمان و یاران شهید در گلزار شهدای دامغان به آغوش گرم خاک سپرده شد.

«راهش جاوید باد»


شهید رحمت الله ایثاری

آسمانیها

شهید رحمت الله ایثاری

«رحمت الله ایثاری» فرزند سیف الله 7 شهریور 1347در روستای زردوانِ دیباج متولد شد.

این روستا یکی از توابع شهرستان دامغان است .

پدرش در شرکت ذوب آهن کار می کرد. او مرد پرتلاش و زحمت کشی بود.

رحمت الله دوران کودکی اش را در بین مردمان باصفای روستا گذراند.

او بعد از پایان دوره ابتدایی تصمیم گرفت برای آینده اش مسیری غیر از درس را انتخاب کند.

بدین ترتیب مشغول به کار گردید.

در سال 1359 که ارتش عراق به قصد تصرف ایران،به کشور عزیزمان حمله کرد.

از اینرو لازم شد که جوانان غیورمان برای دفاع از مرز و بوم اسلامیمان جامه ی رزم بر تن کنند

و مقابل دشمن به دفاع و ایستادگی بپردازند.

رحمت الله ایثاری هم جزء همین جوانان غیور بود که به عنوان یک جهادگر لباس رزم پوشید

و به سوی جبهه های حق علیه سیاهی و ظلمت شتافت.

او سر انجام در تاریخ 1364/04/30 در حین انجام ماموریت به فیض شهادت رسید.

پیکر پاک او در گلزار شهیدان دامغان و در کنار دیگر آسمانیها به خاک سپرده شد .

«راهش جاوید باد»

به اشتراک بگذارید
آشنای مهربان غنچه ها

آشنای مهربان غنچه ها

آشنای مهربان غنچه ها

از او که « آشنای مهربان غنچه ها » بود، برای تو می نویسم تا بخوانی و بدانی و در زندگی به کارگیری تا مثل او عزیز و محترم شوی و دوستت بدارند به خاطر داشتن اخلاق و رفتار پسندیده ات…

پند بزرگ امام(ره) به بچه ها

یکی از نوه های امام(ره) گفته است که من یک بار رفتم توی اتاق پیش امام(ره) . سلام کردم و دست ایشان را بوسیدم و نشستم. بعد ایشان پرسیدند: «درس می خوانی؟» من گفتم: «بله» ایشان گفتند:

«اگر می خواهی برای خودت چیزی یاد بگیری و کار خوبی داشته باشی و در آخرت زندگی خوبی داشته باشی، درس بخوان و درس را هیچ موقع ترک نکن و با علاقه زیاد بخوان تا بتوانی به چیزهایی که می خواهی برسی.»

این توصیة امام (ره) به تمام بچه های خوب ایران است.

امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره)

شعر درباره امام خمینی(ره) 

روز غروب تو

وقتی تو آمدی

سوی دیار ما

گلها شکفته شد

آمد بهار ما

وقتی تو آمدی

گل در چمن شکفت

صد غنچه باز شد

صد یاسمن شکفت

وقتی تو آمدی

غمها به سر رسید

دل در هوای تو

در سینه ها تپید

روز غروب تو

شامی سیاه بود

دلهای ما همه

لبریز آه بود

باور نمی کنم

دیگر ندارمت

رفتی و باز هم

من دوست دارمت

شاعر : وحید هنرجو/نشریه جوانه/صفحه 4/ آذر ماه 1396


به اشتراک بگذارید
کالایی در سبد خرید شما موجود نیست