اطلاعات تماس

دفتر نشر حسینه حضرت اوالفضل (ع) دامغان انتشارات کودکان (جوانه)

آدرس: استان سمنان،دامغان،خیابان شهید بهشتی ، حسینیه حضرت ابوالفضل(ع)

تلفن تماس:35244243-023

 

جوانه

برچسب: زهرا رهبری

زمین لرزه
زمین لرزه

زمین لرزه به زمین گفتم: «عزیزم! چرا گاهی وقت ها اینقدر می لرزی؟
یخ می کنی؟ از ترس می لرزی یا عصبانی می شوی؟
لرزیدنت هر دلیلی داشته باشد، مرا که در آغوشت زندگی می کنم، می ترساند!»

زمین مهربان چشمهای خسته اش را آرام گشود و با مهربانی گفت :
«لرزه های شدید و تند من، نه بیماری است، نه غیر طبیعی.
این لرزه ها مثل باد و باران یک اتفاق طبیعی است.

تکانها و لرزش های ناگهانی من، از آزاد شدن انرژِی درونم به وجود می آیند و بیشتر در مناطقی که کوه های آتشفشان، فعال باشد رخ می دهد.این لرزش ها اتفاقات تازه ای را در سطح من به وجود می آورند.»

اصلاً می دانی علت به وجود آمدن کوهها ، همین لرزه های پی در پی من است؟

سنگ ها با نیروی درون من چین می خورند و رشته کوههای بزرگ را به وجود می آورند.

– اما اگر این نیروی حبس شده به سنگ های نزدیک پوسته ام وارد شود ، پوسته را می شکافد و انرژی من از لابلای سنگهای شکسته آزاد می شود.

شما به این سنگهای شکسته «گسل» می گویید.

هر بار که فشار درون من، باعث لرزش می شود، این گسل ها تکان می خورند.

آنها حتی با یک لرزه ی کوچک هم حرکت می کنند.

زمین لرزه

شما هم به جای آنکه از این اتفاق طبیعی بترسید بهتر است کمی بیشتر در مورد من بدانید تا هنگامی که زلزله رخ می دهد بتوانید از خودتان و اطرافیانتان در آن چند لحظه ی حساس محافظت کنید.»

زمین لرزه / باید بدانیم … تا بهتر بتوانیم …! / زهرا رهبری /جوانه 253 / آذر 1396

به اشتراک بگذارید
ظلم و مردم آزاری زشت است
ظلم و مردم آزاری زشت است

ظلم و مردم آزاری زشت است

در بغداد درویشی بود که دعایش مورد قبول خداوند بود. حجاج یوسف حاکم بغداد او بخواند و گفت: « دعای خیری بر من کن. »

درویش گفت: «خدایا جانش بستان .»
حجاج گفت: « از بهر خدای این چه دعاست؟»
درویش گفت: «این دعای خیر است برای تو و جمله مسلمانان!»

ای زبردست زیر دست آزار
گرم تا کی بماند این بازار
به چه کار آیدت جهانداری
مردنت به که مردم آزاری


ظلم و مردم آزاری زشت است

* دو برادر یکی خدمت سلطان می کرد و دیگری به زور بازو نان می خورد. روزی برادر توانگر به برادر درویش گفت: « چرا نزد سلطان خدمت نمی کنی تا از مشقت برهی؟» گفت: «تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی؟»

***

به دست آهن تفته کردن خمیـــر
به از دست بر سینه پیش امــــــــی
عمر گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

حکایت ظلم و مردم آزاری زشت است
پنجره دانایی – خواندنیهای دلنشین

پنجره ی دانایی / حکایت های شیرین از گلستان سعدی

سعدی شیرازی:
  • سعدی شیرازی که نام کامل ابو محمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرف و تخلص او سعدی است در سال 606 هجری قمری معادل 588 هجری شمسی در شیراز به دنیا آمدند و در سال 690 هجری قمری مطابق با 669 هجری شمسی در همان شیراز درگذشت. سعدی پدر خود را در کودکی از دست می دهد. اوضاع نابسامان شیراز در دوه خوارزمشاهیان سبب شد که سعدی در سال 623 هجری قمری به بغداد به منظور تحصیل عمل در مدرسه نظامیه این شهر هجرت کند. سعدی در این شهر از اساتیدی مانند امام محمد غزالی که او را در گلستان خود امام مرشد نامیده است و همچنین شهاب الدین عمر سهروردی و سبط بن جوزی بهره برد.
  • پس از پایان تحصیل در مدرسه نظامیه بغداد سعدی به شهرهای مختلف شام و حجاز آن زمان و به نقلی به هندوستان، فلسطین و دیگر کشورها به جهت نطق و وعظ و ترویج مبانی اسلامی و اخلاقی سفر می کند و در سال 655 هجری قمری به شیراز باز می گردد. در همین زمان و در کمتر از دو سال یعنی سالهای 655 و 656 سعدی کتاب بوستان و گلستان خود را نگارش می کند که این خود جای شگفتی دارد و برخی آن را شبیه به معجزه می دانند. این دو کتاب سعدی بیشتر جنبه های اخلاقی و آموزنده داشته اما حضر سعدی غزلیاتی دارند که مضامین پندآموز، عاشقانه و عارفانه دارند.
به اشتراک بگذارید
کالایی در سبد خرید شما موجود نیست